خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
مامان هيراد
آرشیو شده ها
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
از محسنات خونه موندن اینکه مامان و بابا فکرشون فعال میشه و دنبال راههای سرگرمی برای من میگردن.
این میشه که یاد بازیهای سنتی و خوب بچه گیشون میفتن و به من هم یاد میدن.اولین بازی که مامانم به فکرش رسید و به من یاد داد بازی خط ونقطه بود.بلدین که؟خوبی این بازی اینه که هم فکر من فعال میشه وهم دستم توی خط رسم کردن قوی میشه.تازه وقتی هم که یک خونه برای خودم میسازم یک امضا هم وسطش میندازم!!
البته اگه احیانا وسط بازی مامان یا بابا حواسشون به حرف زدن یا tv دیدین پرت بشه من به جای اینکه 2 تا نقطه رو به هم وصل کنم 4،5 تا نقطه رو وصل میکنم و تند تند برای خودم خونه میسازم
بعد که اونها اعتراض میکنن میگم بیا یک خونه هم برای تو ساختم.اسمت رو توش بنویس
تازه اولا که تازی بازی رو یاد گرفته بودم خط مورب هم میکشیدم و بعد میگفتم اینجوری قشنگتره
بازی دومی که یاد گرفتم قایم باشک هستش.اولا وقتی من میخواستم قیم بشم قبلش میگفتم من اینجا قایم میشم!بعد فهمیدم که نباید اعلام کنم کجا میخوام قایم بشم...بعدش هم که نوبت مامان یا بابا میشد من بهشون میگفتم که باید اینجا قایم بشی!!خلاصه الان دیگه حسابی وارد شدم،جوری که دیشب مامان نمیتونست من رو پیدا کنه و آخر سر خودم صدا کردم وفهمیدن که زیر پتو توی تختم هستم و اینقدر قشنگ قایم شده بودم که اصلا معلوم نبود
اینه دیگه...فعلا با بازیهای خونگی سرگرمم







